چچلهلغتنامه دهخداچچله . [ چ َ چ َ ل َ / ل ِ ] (اِ) بمعنی چپچله است که زمین پر گل ولای و لغزنده باشد. (برهان ) (آنندراج ). زمینی را گویند که پر آب وگل باشد چنانکه پای در آن بلغزد
چچلهلغتنامه دهخداچچله . [ چ ُ چ ُ ل َ / ل ِ ] (اِ) گوشتی که مانند زبان در میان فرج زنان باشد. (برهان ) (آنندراج ). گوشت پاره ای که در بالا و میان فرج باشد. (ناظم الاطباء). تکه ٔ
خنتبلغتنامه دهخداخنتب . [ خ ُ ت ُ / ت َ ] (ع اِ) چُچُله و بَظَر دختران قبل از ختان . || (ص ) مخنث . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). || کوتاه . (منتهی الارب ) (
گندمکلغتنامه دهخداگندمک . [ گ َ دُ م َ ] (اِ مرکب ) لهات . (ناظم الاطباء). گوشت پاره ای که در میان فرج زنان باشد. (فرهنگ شعوری ج 2 ص 299). چچله . خروسک . (آنندراج ). خروس . خروسه
چپچلهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. زمین لغزنده و مرطوب.۲. جای لغزنده با شیب تند در کنار کوه یا تپه که بالای آن بنشیند و به پایین لیز بخورند؛ سرسره؛ چچله؛ لخشک.
چوچولهلغتنامه دهخداچوچوله . [ ل َ / ل ِ ] (اِ) اندام کوچکی که نعوظ میکند و در قسمت جلو شرم زن قرار گرفته است . این اندام در زن و سایر پستانداران ماده به یک وضع و شکل جایگزین شده و