چپ گرد کردنلغتنامه دهخداچپ گرد کردن . [ چ َ گ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) (اصطلاح نظامی ) اصطلاحی در حرکات و عملیات سربازان ارتش . نوعی چرخیدن که افسر یا گروهبان ارتش بسربازان خود فرمان اجرا
کنج سهوجهی چپگردleft handed trihedral/ left-handed trihedralواژههای مصوب فرهنگستانکنج سهوجهی جهتداری که در قانون دست چپ صدق کند
چپ گرد کردنلغتنامه دهخداچپ گرد کردن . [ چ َ گ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) (اصطلاح نظامی ) اصطلاحی در حرکات و عملیات سربازان ارتش . نوعی چرخیدن که افسر یا گروهبان ارتش بسربازان خود فرمان اجرا
مرحلهبندی چپگرد پیشین ـ پسینlead-lag left turn phasingواژههای مصوب فرهنگستانمرحلهبندی چراغ راهنمایی که با گردش به چپ پیشین یک شاخه از تقاطع شروع میشود و سپس مرحلة عبور مستقیم صورت میگیرد و در پایان گردش به چپ پسینِ جهت مقابل انجام می
چپلغتنامه دهخداچپ . [ چ َ ] (ص ، اِ) معروف است که نقیض راست باشد. (برهان ). نقیض راست . (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). مقابل راست . برابر راست . یسار که مقابل یمین (راست ) باشد.