چوله شدنلغتنامه دهخداچوله شدن . [ چ َ / چُو ل َ / ل ِش ُ دَ ] (مص مرکب ) خمیده شدن . (ناظم الاطباء). چپ و چوله شدن . کج و کوله گشتن خمیدن بسوئی یا بهرسوئی .
چولهلغتنامه دهخداچوله . [ چ َ / چُو ل َ / ل ِ ] (ص ) چول . خمیده و منحنی . (آنندراج ) (انجمن آرا). خمیده و کج . (فرهنگ نظام ). خمیده و منحنی و مایل . (ناظم الاطباء). کج و خمیده
چپلغتنامه دهخداچپ . [ چ َ ] (ص ، اِ) معروف است که نقیض راست باشد. (برهان ). نقیض راست . (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). مقابل راست . برابر راست . یسار که مقابل یمین (راست ) باشد.
لوچانیدنلغتنامه دهخدالوچانیدن . [ دَ ] (مص ) لوچاندن (چشم ). کج و کوله کردن چشم . چپ و چوله کردن چشم . به صوری بدغیر صورت خود مصور کردن . رجوع به والوچانیدن شود.