چپفرهنگ مترادف و متضاد۱. میسره، یسار ≠ یمین ۲. یسار ≠ میمنه ۳. کژبین ۴. چپه، واژگون ۵. احول، کاچ، کاژ، لوچ ۶. کمونیست ≠ کاپیتالیست ۷. چپدست ۸. نادرست، ناراست ≠ راست ۹. مخالف، دشمن ۱۰
ماهولغتنامه دهخداماهو. [ ] (اِ) به معنی زیب و زینت باشد. (برهان ) (آنندراج ) (منتهی الارب ). زیب و زینت و آرایش . (ناظم الاطباء) : ور ز چپ اندر آیدت آهوخوب رو را چه حاجت ماهو. آ
سارةلغتنامه دهخداسارة. [ رَ ] (اِخ ) ساره . بنت هادان . ابن باخور یکی از دو زن ابراهیم پیامبرو مادر اسحاق است . وی دختر عم ابراهیم و از زیبارویان روزگار خویش بود. وقتی که نمرود
چپلغتنامه دهخداچپ . [ چ َ ] (ص ، اِ) معروف است که نقیض راست باشد. (برهان ). نقیض راست . (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). مقابل راست . برابر راست . یسار که مقابل یمین (راست ) باشد.
خمدادلغتنامه دهخداخمداد. [ ] (اِخ ) جایی است [ بحدود ماوراءالنهر ] که اندر او بت خانه های ... و اندر وی اندکی تبتیانند و بر دست چپ او حصاری است که اندر وی تبتیانند. (حدود العالم
یسارلغتنامه دهخدایسار. [ ی َ ] (ع اِ) دست چپ . ج ، یُسر، یُسُر. (از ناظم الاطباء) (غیاث ). دست چپ ، و اسار لغتی است در آن . (منتهی الارب ). دست چپ . (دهار) (مهذب الاسماء). دست چ