چیزیلغتنامه دهخداچیزی .(اِ) (مرکب از چیز + ی ) شی ٔ. || کمی . قدری . مقداری . و چون با عدد بکار رود مترادف با عدد مجهول «اند» افتد؛ یعنی مبلغ یا مقدار یا مقداری بیشتر : کوه قارن
رُّوحَفرهنگ واژگان قرآنچيزي که مايه حيات و زندگي است ، البته حياتي که ملاک شعور و اراده باشد (در عبارتهایی نظیر "ينزل الملائکه بالروح من امره علي من يشاء من عباده " منظور موجودی غیر ا