چوغلغتنامه دهخداچوغ . (اِ) تلفظی از چوب در تداول مردم برخی از نواحی چنانکه عامه ٔ تهران . چوق . چوب . (فرهنگ فارسی معین ). || یوغ و غل .(ناظم الاطباء). چغ. چق . جوغ . چوبی که ب
چوقاسیاهلغتنامه دهخداچوقاسیاه . [ چ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کزازپائین بخش سربند شهرستان اراک . 751 تن سکنه دارد. از قنات و رودخانه ٔ محلی آبیاری میشود. محصولش غلات ، چغندرقند،