چورنلغتنامه دهخداچورن . (اِخ ) دهی است از دهستان کجور از آبادیهای مازندران و استرآباد. (مازندران و استرآباد تألیف رابینو ص 148).
چورنلغتنامه دهخداچورن . [ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کوهپر بخش مرکزی شهرستان نوشهر. دارای 555 تن سکنه . آب آن از چشمه . محصولاتش غلات و ارزن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج
چورنواژهنامه آزاددر ابتدا چوزن بود،بعد به چورن تغییر یافت.چوزن به معنی چوب زن ،کسی که با چوب از خود دفاع میکند نام یک چشمه در روستای کندر است.
دودستهلغتنامه دهخدادودسته .[ دُ دَ ت َ / ت ِ ] (ص مرکب ) که دارای دو تا دسته باشد چنانکه کوزه ٔ دودسته . (یادداشت مؤلف ). || (ق مرکب ) با دو دست . دودستی . (یادداشت مؤلف ).- دود
بربرلغتنامه دهخدابربر. [ ب َ ب َ ] (اِخ ) گروهی است به مغرب . (منتهی الارب ). ج ، برابره . (منتهی الارب ) (آنندراج ). مردمی هستند که بین حبشه و زنگ سکنی دارند. یکی آن بربری است