چهرزادفرهنگ نامها(تلفظ: čehrzād) (به مجاز) نژاد و اصیل ؛ (در اعلام) لقبی است که در شاهنامه به همای دختر بهمن داده شده.
چهرزادلغتنامه دهخداچهرزاد. [ چ ِ ] (اِخ ) نام همای دختر بهمن است و بهمن او را به حکم شریعتی که تابع آن بود به نکاح خود درآورد و داراب از او متولد شد. (جهانگیری ) (برهان ). لقب دخت
شهرزادلغتنامه دهخداشهرزاد. [ ش َ ] (اِخ ) چهرزاد. چهرآزاد. شیرزاد. دختری زیبا که داستانهای الف لیلة و لیلة (هزار و یکشب ) از زبان او نقل شده است . (از فرهنگ فارسی معین ).
حارثلغتنامه دهخداحارث . [ رِ ] (اِخ ) صاحب مجمل التواریخ والقصص ، در آن قسمت از کتاب خود که بیان نسب همای چهرزاد میکند، از این حارث نام می برد و عبارت او این است : «همای چهرزاد:
دارابفرهنگ نامها(تلفظ: dārāb) دارنده (= دارا ، داریوش) ، ← دارا و داریوش ؛ (در اعلام) (در شاهنامه) پسر بهمن و همای چهرزاد .
پاک تنلغتنامه دهخداپاک تن . [ ت َ ] (ص مرکب ) پاکیزه تن . پاک بدن . || پارسا. عفیف . مقابل . پاکجامه . ناپاکتن : چنان پاک تن بود و روشن روان که بودی بر او آشکارا نهان . دقیقی .چو
ساسانلغتنامه دهخداساسان . (اِخ ) ابن بهمن بن اسفندیار ملقب به ساسان الاکبر مطابق روایات افسانه ای که در شاهنامه و نیز در کلیه ٔ کتابهای تاریخ و لغت آمده ، جدّ سلسله ٔ ساسانی است