چهارگانهلغتنامه دهخداچهارگانه . [ چ َ / چ ِ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) یاران و هم پیمانان چهارگانه که بر بنی امیه قیام خواستندی کرد. حسین بن علی (ع ) عبداﷲبن عمر. عبدالرحمن بن ابوبکر و عبدا
چهارگانهلغتنامه دهخداچهارگانه . [ چ َ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ) اسب راهوار تیزگام باشد. (جهانگیری ). قسمی دویدن که آن را چهارتک نیز گویند. اما در این معنی ظاهراً مصحف چهارگامه است . رجو
چهارگانهلغتنامه دهخداچهارگانه . [ چ َ ن ِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان اصفاک بخش طبس شهرستان فردوس ، در 63هزارگزی جنوب خاوری طبس واقع است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
علتهای چهارگانه، علل اربعهfour causesواژههای مصوب فرهنگستاندر فلسفة ارسطو، چهار علت تبیینکنندة پدیدهها شامل علت مادی (material) و علت صوری (formal) و علت فاعلی (efficient) و علت غایی (final)
کشت چهارگانهquadruple croppingواژههای مصوب فرهنگستانکشت غیرهمزمان چهار گیاه در یک قطعه زمین و در یک سال زراعی