چهاروجهیلغتنامه دهخداچهاروجهی . [ چ َ / چ ِ وَ ] (اِ مرکب ) جسمی چهار وجهی است که از هر طرف به مثلث های مسطح محدود باشد. هر یک از این مثلث های مسطح راوجه و اضلاع آنها را یال و انته
چهاروجهیtetrahedronواژههای مصوب فرهنگستان[زمینشناسی] دیسۀ بلوری در بلورهای مکعبی با تقارن m و3 -4 یا 3 2 [فیزیک] هرمی با قاعدۀ مثلث که هر چهار وجه آن مثلث متساویالاضلاع است
چهاروجهی منتظملغتنامه دهخداچهاروجهی منتظم . [ چ َ / چ ِ وَ ی ِ م ُ ت َ ظَ ] (اِ مرکب ) جسمی است که از هر طرف به مثلث های متساوی الاضلاع مسطح برابر محدود میباشد هر یک از این مثلث های متساو
چهاروجهی چهارگوشهای، چهاروجهی چهارگوشtetragonal tetrahedronواژههای مصوب فرهنگستان← دوگوِهای چهارگوشهای
چهاروجهی منتظملغتنامه دهخداچهاروجهی منتظم . [ چ َ / چ ِ وَ ی ِ م ُ ت َ ظَ ] (اِ مرکب ) جسمی است که از هر طرف به مثلث های متساوی الاضلاع مسطح برابر محدود میباشد هر یک از این مثلث های متساو
استخوان گونهzygomatic boneواژههای مصوب فرهنگستاناستخوانی چهاروجهی که برجستگی گونه و دیوارۀ جانبی و لبۀ کاسۀ چشم و دوسوم قدامی قوس گونه را تشکیل میدهد
اسپینل وارونinverse spinelواژههای مصوب فرهنگستاناسپینلی که در آن یونهای سهظرفیتی موضعهای چهاروجهی و هشتوجهی و یونهای دوظرفیتی موضعهای هشتوجهی را اشغال میکنند