چهارمینلغتنامه دهخداچهارمین . [ چ َ / چ ِ رُ ] (عدد ترتیبی ، ص نسبی ) منسوب به عدد چهار. چیزی در مرتبه ٔ چهارم . که میان مرتبه ٔ سوم و پنجم قرار دارد. رجوع به چهارم و چارمین شود.
چارمینلغتنامه دهخداچارمین . [ رُ ] (ص نسبی ) چهارمین . منسوب به عدد چهار. چیزی در مرتبه ٔ چهارم : پهلوی عیسی نشینم بعد از این بر فراز آسمان چارمین .مولوی .
چهارمیخ شدنلغتنامه دهخداچهارمیخ شدن . [ چ َ / چ ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) شکنجه دیدن و عذاب شدن . رجوع به چارمیخ شدن شود.
چهارآینهلغتنامه دهخداچهارآینه . [ چ َ / چ ِ ی ِ ن َ / ن ِ ](اِ مرکب ) چهارآیینه . چارآینه . نوعی جامه ٔ جنگ که سابقاً بهنگام رزم آن را میپوشیدند و آن دارای چهار قطعه آهن صیقلی شده و
اقدامaction 1واژههای مصوب فرهنگستانچهارمین مرحلۀ تغییر رفتار اعتیادی که در آن فرد بهصورت جدی تلاش میکند رفتار اعتیادی خود را ترک کند متـ . مرحلۀ اقدام action stage
انگشت حلقهring finger, digit anularis, digit quartus manusواژههای مصوب فرهنگستانچهارمین انگشت از سمت شست که از سه بند تشکیل شده است و بین انگشت میانی و کوچک قرار دارد