چهارشیبfour-crossواژههای مصوب فرهنگستانیکی از انواع دوچرخهسواری شیب که در آن چهار دوچرخهسوار در مسیر سراشیبی کوتاه و پردستانداز با هم رقابت میکنند نیز: چهارـ شیبنوردی mountain cross اختـ . 4شی
چهارلغتنامه دهخداچهار. [ چ َ / چ ِ ] (عدد، ص ، اِ) همان چار، عدد معروف است . (آنندراج ). اربع. اربعه . (منتهی الارب ) . عدد اصلی میان سه و پنج ،دو برابر دو. شمار میان سه و پنج ،
تاختنلغتنامه دهخداتاختن . [ ت َ ] (مص ) این لفظ در پهلوی هم تاختن و در اوستا «تک » و «تچ »، در سنسکریت هم تچ است که اکنون در زبان ولایتی مازندران موجود است با تبدیل «چ » به جیم .
چهارشیبfour-crossواژههای مصوب فرهنگستانیکی از انواع دوچرخهسواری شیب که در آن چهار دوچرخهسوار در مسیر سراشیبی کوتاه و پردستانداز با هم رقابت میکنند نیز: چهارـ شیبنوردی mountain cross اختـ . 4شی
ماده بانانلغتنامه دهخداماده بانان . [ دَ ] (اِخ ) روستائی از شیب کوه ، ناحیه ٔ جنوبی بلوک را مجرد و در چهار فرسخ و نیم جنوبی جشنیان واقع است . (فارسنامه ٔ ناصری ص 215).
عمل ریاضیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد اضی، علامت، علائم ریاضی، مثبت، منفی عملگر، نمادگذاری چهار عمل اصلی، جمع، علاوه، اضافه، تفریق، منها، ضرب، تقسیم، بخش، توان، جذر معادله، آنالیز، ریشه