چنینلغتنامه دهخداچنین . [ چ ُ ] (ص مرکب ، ق مرکب ) (از: ادات تشبیه + ضمیر اشاره ) مخفف چون این . بدین گونه . بدینسان . این گونه . این طور. ایدون . در اصل «چون این » بود واو و ال
چنینگویش خلخالاَسکِستانی: əzan/hənjura دِروی: ənjura/əzen شالی: əzən/ajura کَجَلی: enjör کَرنَقی: əntun کَرینی: əna کُلوری: ənjur گیلَوانی: əzen لِردی: ize
کذیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهچنین؛ چنین است. کذی و کذی: چنین و چنان: ◻︎ گفتش ای ابله کذی و کذی / ای تو را جهل سال و ماه غذی (سنائی۱: ۴۰۸).