چنگ میانلغتنامه دهخداچنگ میان . [ چ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دشت سر بخش مرکزی شهرستان آمل . در 12 هزارگزی خاور آمل و دو هزارگزی جنوب راه شوسه ٔ آمل به بابل واقع است . دشت و معتد
چنگفرهنگ مترادف و متضاد۱. چنگال، مخلب ۲. منقار، تک، نوک ۳. پنجه، دست ۴. اختیار ۵. ساز ۶. پنجه، خمیده ۷. قلاب، کجک
چنگلغتنامه دهخداچنگ . [ چ َ ] (اِ) نام سازیست مشهور . (جهانگیری ) (برهان ) (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). سازی است مشهور که سر آن خمیده است و تارها دارد. (آنندراج ) (انجمن آرا)
چنگلغتنامه دهخداچنگ . [ چ ِ ] (اِ) منقار جانوران . (جهانگیری ). منقار مرغان . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (لغت محلی شوشتر خطی ). منقار مرغان . و آن را شند نیز نامند. (شر
مهنهلغتنامه دهخدامهنه . [ م َ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان فیض آباد بخش فیض آباد محولات شهرستان تربت حیدریه ٔخراسان ، واقع در 12هزارگزی جنوب خاوری فیض آباد. سر راه عمومی گنابا
گراکوسلغتنامه دهخداگراکوس . [ گ ِ ] (اِخ ) تی بریوس . از تریبونوس ها و خطبای بزرگ روم بود که در سال 162 ق . م . تولد یافت و در 133 ق . م . به هلاکت رسید. تی بریوس کوشش داشت که ارا
چنگ آبادلغتنامه دهخداچنگ آباد. [ چ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میان جام بخش تربت جام شهرستان مشهد واقع در هجده هزارگزی شمال خاوری تربت جام و سه هزارگزی باختر شوسه ٔ عمومی معدن چشمه
چنگ سرخلغتنامه دهخداچنگ سرخ . [ چ َ س ُ ] (اِخ ) دهی است ازبخش میان کنگی شهرستان زابل ، واقع در نوزده هزارگزی شمال باختری ده دوست محمد، نزدیک مرز افغانستان . ناحیه ای است واقع در ج