چنگیزلغتنامه دهخداچنگیز. [ چ َ ] (اِخ ) چنگیزخان که نام اصلیش بزبان مغولی تموچین است در حدود سال 549 هَ . ق . در مغولستان تولد یافت . پدرش یسوکای بهادر رئیس و خان قبیله ٔ قیات از
چنگیزلغتنامه دهخداچنگیز. [ چ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان قزوین ، واقع در دوازده هزارگزی خاور قزوین . در جلگه واقع شده ، معتدل و دارای 336 تن سکنه میباشد.
چنگیزلغتنامه دهخداچنگیز. [ چ َ گ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان قزوین در 12 هزارگزی خاور قزوین در جلگه واقع شده . معتدل و دارای 336 تن سکنه است . از قنات و ر
یاساواژهنامه آزادقانون دوران چنگیز خان و قانون در زبان کردی. برگرفته شده از َیاس، نا امیدی. برگرفته شده از گل یاس گل زیبا.
قیاتواژهنامه آزادقِیات ؛ واژه ای مغولی به معنای سیلی که به قوت آید، برترین قبیله از بین گروه های مغولی که از نسل پدر چنگیز خان بودند، در تاریخ جهانگشای جوینی آمده:"و بر دیگر قبا
جوچیواژهنامه آزادنام روستایی در شهر پیربکران که در ۳۰ کیلومتری جنوب غربی اصفهان قرار گرفته است، جوچی در واقع از دو کلمه "جو" و "چی" تشکیل شده است که جو به معنی جوی آب و چی به مع
تاتارلغتنامه دهخداتاتار. (اِخ ) تتر و یا تتار نام قومی است بقول تامسُن در قرن هشتم میلادی (دوم هجری ) درکتبیه های ترکی ارخون نام دو طایفه از تاتار بنام «سی تار» و «نه تاتار» یاد