چنگکیلغتنامه دهخداچنگکی . [ چ َ گ َ ] (ص نسبی ) منسوب به چنگک . قلابی . رجوع به قلابی شود. || (اِ) نام استخوانی که در داخل استخوانهای ردیف دوم مچ دست قرار دارد. این استخوان بشکل
آبسنگ چنگکیprong reefواژههای مصوب فرهنگستاننوعی دیوارۀ آبسنگی که پشتبندهایی نامنظم و عمود بر محور خود در جهتهای دریاسو (seaward) و بادپناه دارد
میخکش چنگکیspike puller, preacher, roadmasterواژههای مصوب فرهنگستانابزاری شبیه به آچار با سر قلابمانند و دستۀ زبر برای گرفتن و بیرون کشیدن میخ پابند از مکانهایی با دسترسی محدود
قاشوشهلغتنامه دهخداقاشوشه . [ ش َ / ش ِ ] (اِ) چنگکی که برای بیرون آوردن دلو از چاه به کار میرود. (دزی ج 2 ص 296).
کلاشکهلغتنامه دهخداکلاشکه . [ ک َ ش َ ک ِ / ک ِ ] (اِ) قلابی را گویند که چیزها با آن از چاه برآرند. (برهان ). کلاژکه . (حاشیه ٔ برهان چ معین .) چنگکی است که بدان چیزهای افتاده به
شاذکةلغتنامه دهخداشاذکة. [ ذِ ک َ ] (اِ) این کلمه برای زوائد نباتی (پیچک گیاه ، ریشه های چنگکی ، زائده ٔ برگ ، پرز گیاه و غیره ) بکار میرود. (دزی ج 1 ص 715). || به ضمائم و زوائد