چنگوکلغتنامه دهخداچنگوک . [ چ َ ] (ص )شخصی را گویند که از بیماری برخاسته باشد و از ضعف دست بر دیوار گرفته راه رود. (برهان ). بیماری که تازه از بیماری برخاسته و به امداد و اعانت ک
چنگلوکلغتنامه دهخداچنگلوک . [ چ َ گ َ ] (ص ) کسی باشد که دست و پایش سست شده باشد و کژ. (فرهنگ اسدی ). آدمی و حیوان دیگر که دست و پای او کج و ناراست باشد. (جهانگیری ) (برهان ) (آنن
چنگولهلغتنامه دهخداچنگوله . [ چ َ گ ُ ل ِ] (اِخ ) نام یکی از پاسگاههای گمرک و مرزبانی بخش مهران شهرستان ایلام است . در 54 هزارگزی جنوب خاور مهران و 4 هزارگزی جنوب راه شوسه ٔ مهران
چنگلوکفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. ویژگی انسان یا حیوانی که انگشتان دست و پایش کج و معیوب باشد.۲. ویژگی کسی که بهواسطۀ ضعف و سستی هنگام حرکت دست به دیوار بگیرد یا به کسی و چیزی تکیه کند: ◻︎ ب