چندقطبیلغتنامه دهخداچندقطبی . [ چ َ ق ُ ] (اِ مرکب ) (اصطلاح جانورشناسی ) نام یک نوع از سلولهای پی (نرونها) که یک اکزون و چندین داندریت دارند. (جانورشناسی عمومی تألیف مصطفی فاطمی
چندقطبیmultipoleواژههای مصوب فرهنگستانهریک از آرایشهای فضایی بارهای الکتریکی نقطهای یا قطبهای مغناطیسی
چندقطبی مغناطیسیmagnetic multipoleواژههای مصوب فرهنگستانآرایشی از دوقطبیهای مغناطیسی در حالت ایستا یا نوسانی که میدان الکترومغناطیسی خاصی پدید میآورد
چندقطبیتmultipolarityواژههای مصوب فرهنگستانوضعیتی در نظام بینالملل که در آن سه یا چند کشور چیرگی اقتصادی و نظامی دارند
برهمکنشهای چندقطبیmultipole interactionsواژههای مصوب فرهنگستانبرهمکنشهای میان آرایههایی از نقاط باردار که انرژی پتانسیل آنها وابسته به فاصله است
تابش چندقطبیmultipole radiationواژههای مصوب فرهنگستانتابشی الکترومغناطیسی که مشخصۀ آن میدان ناشی از نوسان چندقطبی الکتریکی و مغناطیسی است
تابش چندقطبیmultipole radiationواژههای مصوب فرهنگستانتابشی الکترومغناطیسی که مشخصۀ آن میدان ناشی از نوسان چندقطبی الکتریکی و مغناطیسی است
گذار چندقطبیmultipole transitionواژههای مصوب فرهنگستانگذار از یک حالت انرژی به حالت دیگر با جذب یا گسیل فوتونی که ناشی از تابش چندقطبی است
میدان چندقطبیmultipole fieldواژههای مصوب فرهنگستانمیدان الکتریکی یا مغناطیسی که ناشی از چندقطبی الکتریکی یا مغناطیسی است
میدان چندقطبی الکتریکیelectric multipole fieldواژههای مصوب فرهنگستانمیدان الکتریکی حاصل از چندقطبی الکتریکی