چنان چهفرهنگ انتشارات معین(چِ یا چُ چِ) 1 - (ق تشب .) آن طور، آن سان . 2 - (حر رب .) از ادات شرط و تعلیق .
چنانچونلغتنامه دهخداچنانچون . [ چ ُ / چ ِ ] (حرف ربط مرکب ، ق مرکب ) چنانکه . همچنانکه . بمانند. مثل . (آنندراج ) : رفیقا چند گویی کو نشاطت بنگریزد کس از گرم آفروشه مرا امروز توبه
چنانکهلغتنامه دهخداچنانکه . [ چ ُ / چ ِ ک ِ ] (حرف ربط مرکب ، ق مرکب ) مخفف چونانکه . بطریقی که . (ناظم الاطباء). بطوری که . بدانسان که . بصورتی که . بنحوی که . بدانگونه که . بقسم
چنانهلغتنامه دهخداچنانه . [ چ َ ن َ ] (اِخ ) نام قبیله ای از قبایل خوزستان . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 92).
ترمز خودکارautomatic brakeواژههای مصوب فرهنگستانترمزی که چنانچه لولۀ آن قطع شود، بهصورت خودکار عمل میکند
دمای اَبریcloud temperatureواژههای مصوب فرهنگستاندمایی که چنانچه اندکی افزایش یابد محلولهای آبی برخی عاملهای سطحفعال غیریونی در آن ناهمگن میشوند و به دو فاز مایع مختلف تقسیم میشوند
عملگر تبادلexchange operatorواژههای مصوب فرهنگستانعملگری که چنانچه بر سامانهای دوذرهای اثر کند، سبب مبادلۀ اسپینها و مختصههای فضایی آنها میشود