چناریلغتنامه دهخداچناری . [ چ ِ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: محلی است متعلق به قاینات که بایر میباشد. (از مرآت البلدان ج 4 ص 274).
چناریلغتنامه دهخداچناری . [ چ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پایین شهرستان نهاوند که در 12 هزارگزی جنوب باختری شهر و 3 هزارگزی کیان واقع است و 45 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی
چناریلغتنامه دهخداچناری .[ چ ِ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: دهکده ای است از روستاهای نهاوند که در سه فرسخی مغرب شهر در پایین کوهر متصل به کوه کرد واقع است . این آبادی پنج ش
چناریانPlatanaceaeواژههای مصوب فرهنگستانتیرهای از چنارسانان با یک سرده و شش تا ده گونۀ درختی بلند که بومی مناطق معتدل و نیمهگرمسیری نیمکرۀ شمالی هستند
محمد چناریلغتنامه دهخدامحمد چناری . [ م ُ ح َم ْ م َ چ َ ] (اِخ )دهی است از دهستان منگره بخش اندیمشک شهرستان دزفول با 100 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).
چنارلغتنامه دهخداچنار. [ چ َ / چ ِ ] (اِ) درختی باشد مشهور. (برهان ). درختی معروف که شعرا برگ بکف دست پنجه گشاده تشبیه کرده اند. (انجمن آرا) (آنندراج ). درختی که بار ندارد و برگ
چنارلغتنامه دهخداچنار. [ چ ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان گلمکان بخش طرقبه ٔ شهرستان مشهد که در 42 هزارگزی باختر گلمکان واقع است . دامنه و هوایش معتدل است و 242 تن سکنه دارد. آبش از ق
محمد چناریلغتنامه دهخدامحمد چناری . [ م ُ ح َم ْ م َ چ َ ] (اِخ )دهی است از دهستان منگره بخش اندیمشک شهرستان دزفول با 100 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).
چنارPlatanusواژههای مصوب فرهنگستانتنها سردۀ درختی خزاندار از چناریان که بومی نیمکرۀ شمالی است و ارتفاع آن بهطور طبیعی در کنار رودخانهها و تالابها از 30 تا 50 متر است
کدوبنلغتنامه دهخداکدوبن . [ ک َ ب ُ ] (اِ مرکب ) بیخ و ریشه و بته ٔ کدو. (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ). یقطین . (یادداشت مؤلف ) : نشنیده ای که زیر چناری کدوبنی بررست و بردوید ب