چم سیاهلغتنامه دهخداچم سیاه . [ چ َ س ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان مرکزی بخش حومه ٔ شهرستان بهبهان که در 18 هزارگزی باختر بهبهان ، کنار راه شوسه ٔ بهبهان به اهواز واقع است . دشت و گرمس
چَمْگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی تسلط ، احاطه ، مسلط بودن ، جهت درست قرار گرفتن بدن برای انجام فعل و کاری
چمفرهنگ مترادف و متضاد۱. خرام، نازخرام ۲. راه، روش، شیوه، طرز، ۳. قلق، لم، فوتوفن، شگرد ۴. رگ خواب، نقطه ضعف ۵. سبب، جهت، دلیل، انگیزه، علت ۶. داب، عادت ۷. بزه، تقصیر، جرم، گناه ۸. س
چمدیکشنری فارسی به انگلیسیdefinition, drift, import, intent, meaning, sense, significance, signification, tenor
چملغتنامه دهخداچم . [ چ َ ] (اِخ ) ده مخروبه ای است از دهستان براآن بخش حومه ٔ شهرستان اصفهان . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).
چملغتنامه دهخداچم . [ چ َ ] (اِ) به معنی خرام و رفتاری به ناز باشد. (برهان ). خرام . (جهانگیری ). به معنی خرام و رفتاری ازروی ناز. (انجمن آرا) (آنندراج ) (غیاث ). رفتار و خرام
چم حصارلغتنامه دهخداچم حصار. [ چ َ ح ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان کاکاوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد که در 54 هزارگزی شمال باختر نورآباد و 13 هزارگزی باختر راه شوسه ٔ خرم آباد به کرمان
چم داودلغتنامه دهخداچم داود. [ چ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان سماق بخش چگنی شهرستان خرم آباد، که در 14 هزارگزی جنوب باختری سراب دره و 12 هزارگزی جنوب راه شوسه ٔ خرم آباد به کوهدشت واقع
چم صیدیلغتنامه دهخداچم صیدی . [ چ َ ص َ ] (اِخ ) دهی از دهستان آب سرده ٔ بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد که در 19 هزارگزی شمال خاوری چقلوندی و 3 هزارگزی باختر راه فرعی چقلوندی به بروج
چم قهرمانلغتنامه دهخداچم قهرمان . [ چ َ ق َ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان سماق بخش چگنی شهرستان خرم آباد که در 9 هزارگزی جنوب باختری سراب دوره و 7 هزارگزی جنوب راه شوسه ٔ فرعی خرم آباد ب