چلنگرلغتنامه دهخداچلنگر. [ چ ِ ل ِ گ َ ] (ص ) چلینگر. چیلانگر. آنکه آهن آلات خرد از قبیل زنجیر و انبر و میخ و امثال آن سازد.آهنگر که چیزهای آهنین خرد و ریز چون میخ و زنجیر وجزآن
چلنگرلغتنامه دهخداچلنگر. [ چ ِ ل ِ گ َ ] (ص ) چلینگر. چیلانگر. آنکه آهن آلات خرد از قبیل زنجیر و انبر و میخ و امثال آن سازد.آهنگر که چیزهای آهنین خرد و ریز چون میخ و زنجیر وجزآن
چلنگرخانهلغتنامه دهخداچلنگرخانه . [ چ ِ ل ِ گ َ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) چلینگرخانه . دکان چلنگری . کارگاه چلنگر. جایی که چلنگر در آنجا بساط چلنگری خود را گسترده . خانه و مغازه ٔ چلنگر