چلواریلغتنامه دهخداچلواری . [ چ ِل ْ ] (ص نسبی ، اِ) پارچه ٔ پنبه ای سفیدآهارداری که از آن پیراهن و زیرجامه و دیگر جامه ها سازند. (از ناظم الاطباء). چلوار. (ناظم الاطباء). در تداو
چلوارلغتنامه دهخداچلوار. [ چ ِل ْ ] (اِ) پارچه ٔ پنبه ای سفید آهارداری که از آن پیراهن و زیرجامه و دیگر جامه ها سازند. چلواری . (ناظم الاطباء) : آن را که به سر چند گزی چلوار است
چلوارلغتنامه دهخداچلوار. [ چ ِل ْ ] (اِخ ) دهی از دهستان اندیکا بخش قلعه زراس شهرستان اهواز که در 45 هزارگزی خاور قلعه زراس واقع است . جلگه و گرمسیر است و 70 تن سکنه دارد. آبش از
چلواربافیلغتنامه دهخداچلواربافی . [ چ ِل ْ ](اِ مرکب ) دستگاه و کارگاهی که در آنجا چلوار میبافند. کارخانه ٔ چلواربافی . جای بافتن چلواری . و رجوع به چلوار و چلواری شود.
چواریلغتنامه دهخداچواری . [ چ َ ] (اِخ ) نام طایفه ای از ایلات کرد ایران . رجوع به ایل طرهان در همین لغت نامه و جغرافیای غرب ایران ص 77 و 82 شود.
چلوارلغتنامه دهخداچلوار. [ چ ِل ْ ] (اِ) پارچه ٔ پنبه ای سفید آهارداری که از آن پیراهن و زیرجامه و دیگر جامه ها سازند. چلواری . (ناظم الاطباء) : آن را که به سر چند گزی چلوار است
چلواربافیلغتنامه دهخداچلواربافی . [ چ ِل ْ ](اِ مرکب ) دستگاه و کارگاهی که در آنجا چلوار میبافند. کارخانه ٔ چلواربافی . جای بافتن چلواری . و رجوع به چلوار و چلواری شود.