چلوارلغتنامه دهخداچلوار. [ چ ِل ْ ] (اِ) پارچه ٔ پنبه ای سفید آهارداری که از آن پیراهن و زیرجامه و دیگر جامه ها سازند. چلواری . (ناظم الاطباء) : آن را که به سر چند گزی چلوار است
چلوارلغتنامه دهخداچلوار. [ چ ِل ْ ] (اِخ ) دهی از دهستان اندیکا بخش قلعه زراس شهرستان اهواز که در 45 هزارگزی خاور قلعه زراس واقع است . جلگه و گرمسیر است و 70 تن سکنه دارد. آبش از
چلوارفرهنگ انتشارات معین(چِ) (اِ.) پارچة پنبه ای سفید آهاردار که از آن برای پیراهن و زیرجامه و ملافه استفاده می شود.
چلواربافیلغتنامه دهخداچلواربافی . [ چ ِل ْ ](اِ مرکب ) دستگاه و کارگاهی که در آنجا چلوار میبافند. کارخانه ٔ چلواربافی . جای بافتن چلواری . و رجوع به چلوار و چلواری شود.
چلواریلغتنامه دهخداچلواری . [ چ ِل ْ ] (ص نسبی ، اِ) پارچه ٔ پنبه ای سفیدآهارداری که از آن پیراهن و زیرجامه و دیگر جامه ها سازند. (از ناظم الاطباء). چلوار. (ناظم الاطباء). در تداو
چغوارهلغتنامه دهخداچغواره . [ چ َ رَ / رِ ] (اِ مرکب ) مخفف چغزواره . وزغ . (ناظم الاطباء). و رجوع به چغزباره و چغزپاره . و چغزواره شود. || جل وزغ . (ناظم الاطباء). و رجوع به چغزو
چلارسلغتنامه دهخداچلارس . [ چ ِ رِ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان املش بخش رودسر شهرستان لاهیجان که در 12 هزارگزی جنوب باختری رودسر و یک هزارگزی شمال خاور املش واقع است . جلگه و معت
چلواربافیلغتنامه دهخداچلواربافی . [ چ ِل ْ ](اِ مرکب ) دستگاه و کارگاهی که در آنجا چلوار میبافند. کارخانه ٔ چلواربافی . جای بافتن چلواری . و رجوع به چلوار و چلواری شود.
چلواریلغتنامه دهخداچلواری . [ چ ِل ْ ] (ص نسبی ، اِ) پارچه ٔ پنبه ای سفیدآهارداری که از آن پیراهن و زیرجامه و دیگر جامه ها سازند. (از ناظم الاطباء). چلوار. (ناظم الاطباء). در تداو
پارچه(انواع )گویش تهرانیچیت، چلوار، ململ، مشمش، کرباس، متقال، قدک، وال، دویت، شال، ماهوت، زمزم، کریشه، اطلس، حریر، مخمل، تور، کرپدوشین،پاتیس
قماش قطنيدیکشنری عربی به فارسیپارچه هاي پنبه اي ارزان قيمت , چلوار , قلمکار , نوعي پارچه کتاني ظريف , قميص , نوعي پارچه پنبه اي يا کتاني