چلملهلغتنامه دهخداچلمله . [ چ َ م َ ل َ / ل ِ ] (ص ) بمعنی مفت و رایگان باشد. (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ). رایگان . (از جهانگیری ) (رشیدی ). مفت و رایگان و بدون زحمت . (ناظم
مفتلغتنامه دهخدامفت . [ م ُ ] (ص ، ق ) رایگان و بدون مزد و بدون اجرت که چلمله و شایان نیز گویند. (ناظم الاطباء). رایگان . به رایگان . مجان . مجاناً. بی بها. بی قیمت . آنچه بی ر
wattleدیکشنری انگلیسی به فارسیچلچله، ترکه برای ساختن سبد، ترکه، جگن، چپر، نردهگذاری کردن، بستن، پیچیدن
میلیچ سِیِّدىگویش بختیاریچلچله (پرندهاى که در سقف خانهها لانه مىسازد و کسى به او آزار نمىرساند. به باور مردم خوشیُمن است چون در یکىاز جنگها بر سر دشمنان پیامبر (ص) ریگ انداخته است، دارا