چقهلغتنامه دهخداچقه . [ چ ِق ْ ق َ ] (اِ) در تداول مردم شوشتر نام بازیی است کودکانه که پاره ای سفال را بر پشت یا کف دست نهند به هوا اندازند وبگیرند. (لغت محلی شوشتر- خطی ). ||
چَقْ چَقَهگویش بختیاری1. نام چوب حرکتدهنده ناودان براىریختن گندم درون سوراخ وسط سنگآسیاب؛ 2. چق چقه، چوبى بهطولتقریبى 70 سانتىمتر که دو سوم آن را ازوسط شکاف دادهاند و هنگام سوارىگرفت
قره چقهلغتنامه دهخداقره چقه . [ ق َ رَ چ ِ ق ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان اوغاز بخش باجگیران و سر راه مالرو عمومی میلانلو. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر است . سکنه ٔ آن 203 تن .
چَقْ چَقَهگویش بختیاری1. نام چوب حرکتدهنده ناودان براىریختن گندم درون سوراخ وسط سنگآسیاب؛ 2. چق چقه، چوبى بهطولتقریبى 70 سانتىمتر که دو سوم آن را ازوسط شکاف دادهاند و هنگام سوارىگرفت
قره چقهلغتنامه دهخداقره چقه . [ ق َ رَ چ ِ ق ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان اوغاز بخش باجگیران و سر راه مالرو عمومی میلانلو. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و سردسیر است . سکنه ٔ آن 203 تن .
چق چقلغتنامه دهخداچق چق . [ چ َ چ َ ] (اِ صوت ) مخفف چقاچاق و چقاچق ، که آواز پیاپی خوردن تیر و شمشیر و امثال آن است . چقه . (در اصطلاح مردم شوشتر). و رجوع به چقاچاق و چقه شود. |