چغکلغتنامه دهخداچغک . [ چ ُ غ ُ ] (اِ) گنجشک را گویندو بعربی عصفور خوانند. (برهان ). گنجشک را گویند. (انجمن آرا) (آنندراج ) (جهانگیری ). چغوک و گنجشک و عصفور. (ناظم الاطباء). ب
چغوفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. = چغک۲. جغد: ◻︎ اگر بازی اندر چغو کم نگر / وگر باشهای سوی بطّان مپر (ابوشکور: شاعران بیدیوان: ۱۰۱).
چگکلغتنامه دهخداچگک . [ چ ُ گ ُ ] (اِ) بر وزن و معنی چغک باشد که گنجشک است . (برهان ). گنجشک را گویند. و آن را چغک و چغوک نیز گویند. (جهانگیری ). گنجشک که چغوک و چقک نیز گویند.
جوککلغتنامه دهخداجوکک . [ ک َ ] (اِ) مرغکی است بغایت کوچک و بعضی گویند گنجشک است . (برهان ). فروخ ماکیان بود. (اسدی ) (حاشیه ٔ برهان چ معین ). جوجه . چغک . چغوک . چکک . چکوک . چ