چغولغتنامه دهخداچغو. [ چ َ / چ ُ ] (اِ) مرغی است از جنس بوم . (فرهنگ اسدی ). نوعی از جغد باشد و آن مرغی است نحس و نامبارک . (برهان ). جنسی از جغد بود. (اوبهی ). جغد. (ناظم الاط
چغوفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. = چغک۲. جغد: ◻︎ اگر بازی اندر چغو کم نگر / وگر باشهای سوی بطّان مپر (ابوشکور: شاعران بیدیوان: ۱۰۱).
چقولغتنامه دهخداچقو. [ چ َ ] (اِ) همان چاقو است . (از آنندراج ). تلفظی از «چاقو» در بعضی لهجه ها. آلتی تیز و برنده ، دارای دسته و تیغه که اقسام کوچک و بزرگ دارد و بعضی اشخاص نی
چغو کللغتنامه دهخداچغو کل . [ چ ُ ک ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان تبادکان بخش حومه ٔ شهرستان مشهد که در 16 هزارگزی خاور مشهد و یک هزارگزی شمال کشف رود واقع است . جلگه و سردسیر است و 86
چغو کللغتنامه دهخداچغو کل . [ چ ُ ک ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان تبادکان بخش حومه ٔ شهرستان مشهد که در 16 هزارگزی خاور مشهد و یک هزارگزی شمال کشف رود واقع است . جلگه و سردسیر است و 86
چقوکلغتنامه دهخداچقوک . [ چ َ / چ ُ ] (اِ) چغو و چغوک که گنجشک باشد. چُُقُک . (در اصطلاح اهالی فیض آباد محولات بخش تربت حیدریه ). و رجوع به چغو و چغوک شود.
ابویعقوبلغتنامه دهخداابویعقوب . [ اَ بو ی َ ] (ع اِ مرکب ) بنجشک . گنجشک . عصفور. (المزهر). چغو. چغوک . چکک . چکوک . خانگی . ونج . مرکو. میچکا (به لهجه ٔ مازندرانی ).