چغور سعدلغتنامه دهخداچغور سعد. [ چ س َ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «قریه ای است از قراء و مراتع شیروان که آن را «چخور سعد» هم گویند و در سال 906 هَ . ق . الوندمیرزای ترکمان د
چغوکلغتنامه دهخداچغوک . [ چ ُ یاچ َ ] (اِ) بمعنی گنجشک باشد. (برهان ). بمعنی چغک است و آن را چغنه نیز خوانند. (جهانگیری ). چغو. (آنندراج ). گنجشک و عصفور. (ناظم الاطباء). چغوک و
چغوکیلغتنامه دهخداچغوکی . [ چ ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان دربقاضی بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور که در 24 هزارگزی جنوب خاوری نیشابور واقع است . آبادیی است گرمسیر با اراضی کویر و شوره زا
چغور سعدلغتنامه دهخداچغور سعد. [ چ س َ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «قریه ای است از قراء و مراتع شیروان که آن را «چخور سعد» هم گویند و در سال 906 هَ . ق . الوندمیرزای ترکمان د
چغوکلغتنامه دهخداچغوک . [ چ ُ یاچ َ ] (اِ) بمعنی گنجشک باشد. (برهان ). بمعنی چغک است و آن را چغنه نیز خوانند. (جهانگیری ). چغو. (آنندراج ). گنجشک و عصفور. (ناظم الاطباء). چغوک و
چغوکیلغتنامه دهخداچغوکی . [ چ ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان دربقاضی بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور که در 24 هزارگزی جنوب خاوری نیشابور واقع است . آبادیی است گرمسیر با اراضی کویر و شوره زا