چغندرلغتنامه دهخداچغندر. [ چ ُ غ ُ دَ / دُ ] (اِ) حویجی باشد که در آشها داخل کنند. (برهان ). معروف است و در آشها کنند. (انجمن آرا) (آنندراج ). سبزه ای است خوردنی مثل ترب که شلغم
چغندرگویش خلخالاَسکِستانی: čander دِروی: čander شالی: čandar کَجَلی: čandar کَرنَقی: čandar کَرینی: čandar کُلوری: čandar گیلَوانی: čander لِردی: čandar
چغندرگویش کرمانشاهکلهری: čonar/ čenar گورانی: čonar/ čenar سنجابی: čonar کولیایی: čonar زنگنهای: čonar جلالوندی: čonar زولهای: čonar کاکاوندی: čonar هوزمانوندی: čonar
چغندرفرهنگ انتشارات معین(چُ غُ دَ) (اِ.) چگندر، چندر، گیاهی است از تیرة اسفنجیان دارای برگ های درشت و پهن که مواد غذایی آن در ریشة ستبرش اندوخته است و بر سه قسم است : چغندر رسمی ، چغند
چقندرلغتنامه دهخداچقندر. [ چ ُ ق ُ دَ ] (اِ) نام حویجی است معروف که در آشها کنند. (برهان ) (آنندراج ). همان چغندر است . (از شرفنامه ٔ منیری ). و رجوع به چغندر و چغندر قند شود.
چغندر کاشتنلغتنامه دهخداچغندر کاشتن . [ چ ُ غ ُ دَ ت َ ] (مص مرکب ) کشت چغندر کردن ، زراعت کردن چغندر. کشتن چغندر در زمین برای خوردن یا مصرف کردن در کارخانه های قند. و رجوع به چغندر و