چغارلغتنامه دهخداچغار. [ چ َ ] (اِ) آواز ساز. (ناظم الاطباء). صدای چنگ و ساز و امثال آن . (از شعوری ). || شور و غوغای در جنگ . || انبار زیرزمینی . (ناظم الاطباء). و رجوع به چغار
چغارهلغتنامه دهخداچغاره . [ چ َ رَ / رِ ] (اِ) گوی نگاه داشتن گندم را. گودالی در زمین برای نگاهداری گندم . و رجوع به چغار شود.
چغارهلغتنامه دهخداچغاره . [ چ َ رَ / رِ ] (اِ) گوی نگاه داشتن گندم را. گودالی در زمین برای نگاهداری گندم . و رجوع به چغار شود.
گزدرازلغتنامه دهخداگزدراز. [ گ ِ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چغارپور بخش خورموج شهرستان بوشهر، واقع در 36000گزی جنوب خورموج و 4000گزی باختر رودمند. هوای آن گرم و دارای 1042 تن س
بافقلغتنامه دهخدابافق . (اِخ ) (بخش ...) در فرهنگ جغرافیایی آمده است : یکی از بخشهای یازده گانه ٔ شهرستان یزد که در خاور این شهرستان واقع و حدود مشخصات آن بشرح زیر است : از شمال
کلفچواژهنامه آزادفک دهان (محلی، خراسان جنوبی: دهستان رقه و بشرویه) کَلَفچ (سکون ف و چ) غار بسیار کوچک یا شبه غار؛ مثلاً به دهانۀ بعضی کوه ها که تورفتگی دارد کلفچ می گویند. (محلی