چعبلغتنامه دهخداچعب . [ چ َ ](اِخ ) تلفظی از کعب . نام طایفه ٔ بنی کعب بزبان الوارکهکیلویه . (از فارسنامه ٔ ناصری گفتار دوم ص 331).
جراحیلغتنامه دهخداجراحی . [ ج َرْ را ] (اِخ ) نام یکی از بلوک توابع فلاحیه است . مؤلف مرآت البلدان آرد: از بلوک توابع فلاحیه و مشتمل بر چند قریه ٔ کوچک است . زبان رعایای آنجا بو