26 فرهنگ

1646 مدخل


چشیدن

če(a)šidan

خوردن مقدار کمی از چیزی برای پی بردن به مزۀ آن؛ اندکی از یک چیز خوردنی در دهان گذاشتن؛ مزه کردن.

۱. خوردن، مزه کردن، مزیدن
۲. ذوق
۳. چشش
۴. آزمودن، تجربه کردن
۵. احساس کردن، درک کردن، دریافتن، لمس کردن

taste