چریکفرهنگ مترادف و متضاد۱. پارتیزان، رزمنده، میلیشیا ۲. جنگجوی داوطلب، نیروی نظامیغیررسمی، حشر، لشکر نامنظم
عصاباتلغتنامه دهخداعصابات . [ ع ِ ] (ع اِ) در تداول امروز عرب زبانان ، ج ِ عِصابة است به معنی گروه از مردمان ، و اصطلاحاً بر چریکها اطلاق شود.- حرب العصابات ؛ جنگهای چریکی .
شارل پنجملغتنامه دهخداشارل پنجم . [ ل ِ پ َ ج ُ ] (اِخ ) معروف به شارل دانا پسر ژان دوم معروف به ژان لوبن و بون دولوگزامبورگ . وی بسال 1337 م . درونسن تولد و بسال 1380 م . وفات یافت
واشینگتنلغتنامه دهخداواشینگتن . [ ت ُ ] (اِخ ) (جرج ...) یکی از بنیان گذاران دولت ایالات متحده ٔ امریکا و نخستین رئیس جمهوری آن کشور است . وی به سال 1732 م . متولد شد و به سال 1799