جفنلغتنامه دهخداجفن . [ ج َ ] (ع مص ) بازداشتن خود را از چرکها. || ناقه را کشتن و گوشت او را در کاسه خورانیدن . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
اطهرلغتنامه دهخدااطهر. [ اِطْ طَهَ ْ هَُ ] (ع مص ) تَطَهﱡر.اصل آن تطهر بود پس از انداختن حرکت «ت » آن را در «ط» ادغام کردند و همزه ٔ وصل را به اول افزودند تا ابتداء به ساکن پیش
اوساخلغتنامه دهخدااوساخ . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ وَسَخ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). چرکها و ریم ها. (غیاث اللغات ):بعد یک ساعت درآورد از تنورپاک و اسپید و از آن اوساخ دور.مولوی .
غرانلغتنامه دهخداغران . [ غ ُ / غ ُرْ را ] (نف ، ق ) بانگ و فریادکنان ، و آواز گران و مهیب برآرنده . (آنندراج ). شورکننده و آواز گران و مهیب برآرنده . (غیاث اللغات ). غرنده . صد