سخن بیهوده و بیمعنی؛ یاوه.
〈 چرند بافتن: (مصدر لازم) [عامیانه، مجاز] = 〈 چرند گفتن〈 چرندوپرند: ‹چرندپرند› [عامیانه] سخن بیهوده و بیمعنی؛ یاوه.
〈 چرند گفتن: (مصدر لازم) [عامیانه] سخن بیهوده و بیمعنی گفتن؛ یاوه گفتن.
بیربط، بیمعنی، بیهوده، پوچ، چرت، لاطائل، مزخرف، مهمل، نامربوط، یاوه
balderdash, blather, bosh, bromidic, crap, frothy, drivel, fandango, hogwash, hokum, idle, inane, inanity, nonsense, nonsensical, poppycock, preposterous, ridiculous, rigmarole, talk, trashy, twaddle, vapid