چرخ و فلکلغتنامه دهخداچرخ و فلک . [ چ َ خ ُ ف َ ل َ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) چرخ فلک . قسمی از اسباب سرگرمی که دائره ٔ بزرگی است و بر آن جایگاههائی آویخته شده که هر تن بریکی از آن ج
چرخ وارلغتنامه دهخداچرخ وار. [ چ َ ] (ص مرکب ) مانند چرخ . چرخ مانند. چرخ وش . آنچه همچون چرخ حرکت دوری کند. شبیه به چرخ در حرکت و گردش . دوار مثل چرخ : درنگ آر ای سپهر چرخ واراکیا
چرخ وشلغتنامه دهخداچرخ وش . [ چ َ وَ ] (ص مرکب ) چرخ مانند. چرخ وار : تیر چون در زه نشاندی بر کمان چرخ وش گفتی او محور همی راند ز خط استوا. خاقانی .رجوع به چرخ شود.
چرخورزیspinning, indoor cyclingواژههای مصوب فرهنگستانفعالیتی ورزشی که در آن تمرکز بر استقامت و قدرت و تمرینات تناوبی و شدید و بازیابی است و بهوسیلۀ دوچرخههای ثابت با چرخ سنگین انجام میشود