چرخ خیاطیلغتنامه دهخداچرخ خیاطی . [ چ َ خ ِ خ َی ْ یا ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) ماشین خیاطی . دستگاه خیاطی . ماشین دستی یا پائی که بوسیله ٔ آن خیاطی کنند و جامه یا چیز دیگر دوزند. م
چَرْخگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی دوچرخه ، باسیکل ، چرخش ، گردش ، دور زدن ، تفریح ، دنبال چیزی گشتن ، گرفتن کره از شیر
چرخفرهنگ مترادف و متضاد۱. آسمان، فلک، گردون ۲. گردونه ۳. چرخه ۴. حلقه، دایره، گرد ۵. دوچرخه ۶. دور، گردش ۷. چرخشت، معصر ۸. چرخاب، چرخآب ۹. طاق، طاقایوان ۱۰. دستگاه پنبهریسی ۱۱. دستگاه
چرخ دستیلغتنامه دهخداچرخ دستی . [ چ َ خ ِ دَ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) چرخ خیاطی . ماشین خیاطی که با دست بحرکت افتد. دستگاه خیاطی بدون پایه که چرخ آن را با دست حرکت دهند. رجوع به چر
چرخ پائیلغتنامه دهخداچرخ پائی . [ چ َخ ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) در تداول عامه نوعی چرخ خیاطی پایه دار را گویند که با پای بحرکت افتد. چرخ خیاطی که بوسیله ٔ پا چرخانده شود. نوعی چر