چرخشتلغتنامه دهخداچرخشت . [ چ َ خ ُ / خ َ ] (اِ) آنجای که انگور برای شراب بپالاید. (فرهنگ اسدی ).بر وزن و معنی چرخست باشد و آن چرخی و حوضی باشد که انگور در آن ریزند و بمالند تا ش
چرخشتفرهنگ انتشارات معین(چَ خُ) (اِ.) 1 - چرخی که با آن آب انگور گیرند. 2 - حوضی که در آن انگور بریزند و لگد کنند تا آبش گرفته شود.
چرخشتفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. چرخی که با آن آب انگور بگیرند.۲. ظرفی که در آن انگور بریزند و لگد کنند تا آبش گرفته شود و در خم بریزند برای ساختن شراب؛ جاست؛ سپار: ◻︎ آنگه به یکی چرخشت اندر
چرخشتکلغتنامه دهخداچرخشتک . [ چ َ خ ُ / خ َ ت َ ] (اِ مصغر) چرخشت کوچک . دستگاهی فلزی یا چوبی که بوسیله ٔ آن آب انگور یا میوه های دیگر گرفته شود. چروخچه (در اصطلاح اهالی فیض آباد
چرخشتهلغتنامه دهخداچرخشته . [ چ َ خ ُ / خ َ ت َ / ت ِ ] (اِ) دستگاهی شبیه منگنه از چوب ، که میوه هایی از قبیل انگور و غیره را میفشرد و آب آنها را میگیرد. (شعوری ج 1 ص 349).
چرخشتکلغتنامه دهخداچرخشتک . [ چ َ خ ُ / خ َ ت َ ] (اِ مصغر) چرخشت کوچک . دستگاهی فلزی یا چوبی که بوسیله ٔ آن آب انگور یا میوه های دیگر گرفته شود. چروخچه (در اصطلاح اهالی فیض آباد
چرخشتهلغتنامه دهخداچرخشته . [ چ َ خ ُ / خ َ ت َ / ت ِ ] (اِ) دستگاهی شبیه منگنه از چوب ، که میوه هایی از قبیل انگور و غیره را میفشرد و آب آنها را میگیرد. (شعوری ج 1 ص 349).
سپارفرهنگ مترادف و متضاد۱. لگدکوب ۲. چرخشت ۳. ظرف انگور، سپاس داشتن، شکر نعمت کردن، منتپذیر بودن، منت داشتن ۴. اسباب خانه