چرتکهلغتنامه دهخداچرتکه . [ چ ُ ک َ / ک ِ ] (روسی ، اِ) چرتگه . آلتی برای جمع و تفریق اعداد و ارقام . از روسی چتکا ؛ آلتی مرکب از چهارچوبی مستطیل شکل که در میان دو ضلع اطول آن ده
چرتکهفرهنگ انتشارات معین(چُ کِ) [ روس . ] (اِ.) = چتکه : ابزاری است برای محاسبه و آن چهارچوبی است دارای تعدادی میله که هر میله خود دارای تعدادی مهره است که به وسیلة آن عمل جمع و تفری
چراکهلغتنامه دهخداچراکه . [ چ ِ ک ِ ] (حرف ربط مرکب ) کلمه ٔ تعلیل . یعنی زیرا که . (ناظم الاطباء). زیرا. ازیرا. ازیرک . ازیراکه . بعلت آنکه . بدلیل آنکه . بسبب آنکه . بدان دلیل
چرتگهلغتنامه دهخداچرتگه . [ چ ُ گ َ / گ ِ ] (روسی ، اِ) چرتکه . چتکه ، در تداول عامه . آلتی چوبین برای جمع و تفریق حساب . رجوع به چرتکه شود.
چرتهلغتنامه دهخداچرته . [ چ َت َ / ت ِ ] (اِ) بمعنی رنگ و لون باشد. (برهان ) . چرده . (انجمن آرا). پوست سیه رنگ . (انجمن آرا). بمعنی رنگ و پوست آدمی . (آنندراج ) (غیاث ). بمعنی
abaciدیکشنری انگلیسی به فارسیabaci، چرتکه، قطعه مربع کاشی معرق، تخته روی سرستون، گنجه ظرف، لوح مربع موزائيك سازي، چتکه