چرای دورهایperiodic grazing, intermittent grazingواژههای مصوب فرهنگستانچرایی که بهصورت متناوب در هر مرتع انجام بشود
چرای دورهای ـ تأخیریdeferred and rotational grazingواژههای مصوب فرهنگستانترکیب چرای تأخیری و چرای دورهای
چرای تأخیریdeferred grazingواژههای مصوب فرهنگستانجلوگیری موقت از ورود دام به مرتع با هدف فراهم کردن شرایط رشد گیاهان علوفهای تا مرحلهای مشخص
چرای چرخشیrotation grazing/ rotational grazing, cyclic grazingواژههای مصوب فرهنگستاننوعی چرای دورهای که در آن دورههای تناوب از الگویی منظم تبعیت میکند
چرای فصلیseasonal grazingواژههای مصوب فرهنگستاننوعی چرای دورهای که در آن دورههای تناوب دستکم با یکی از فصلهای سال انطباق دارد
چرای دورهای ـ تأخیریdeferred and rotational grazingواژههای مصوب فرهنگستانترکیب چرای تأخیری و چرای دورهای
چرای چرخشیrotation grazing/ rotational grazing, cyclic grazingواژههای مصوب فرهنگستاننوعی چرای دورهای که در آن دورههای تناوب از الگویی منظم تبعیت میکند
چرای فصلیseasonal grazingواژههای مصوب فرهنگستاننوعی چرای دورهای که در آن دورههای تناوب دستکم با یکی از فصلهای سال انطباق دارد
چرای مفرطovergrazingواژههای مصوب فرهنگستانچرای پیوسته و بیش از ظرفیت بازیابی پوشش گیاهی که باعث تخریب مرتع میشود