چرابهلغتنامه دهخداچرابه . [ چ َ ب َ / ب ِ ] (اِ) قیماقی که بر روی شیر بندد. (برهان ) (آنندراج ). سرشیر که بر روی شیر بندد. (ناظم الاطباء). چربی روی شیر. سرشیر. قیماغ .
چراکهلغتنامه دهخداچراکه . [ چ ِ ک ِ ] (حرف ربط مرکب ) کلمه ٔ تعلیل . یعنی زیرا که . (ناظم الاطباء). زیرا. ازیرا. ازیرک . ازیراکه . بعلت آنکه . بدلیل آنکه . بسبب آنکه . بدان دلیل
چراگهلغتنامه دهخداچراگه . [ چ َ گ َه ْ ] (اِ مرکب ) چراگاه . (انجمن آرا) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). زمین و محل چریدن . (انجمن آرا) (آنندراج ). جای چریدن ستوران . چراگاه حیوانات ع
چربهلغتنامه دهخداچربه . [ چ َ ب َ / ب ِ ] (اِ) کاغذی باشد چرب و تنک که نقاشان و مصوران بر روی صفحه ٔ تصویر و طرح و نقش گذارند و با قلم موی صورت و نقش آنرا بردارند. (برهان ). به
چقابهارلغتنامه دهخداچقابهار. [ چ َ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بادندپور بخش مرکزی شهرستان شاه آباد که در 30 هزارگزی شمال خاوری شاه آباد و 3 هزارگزی شمال شوسه ٔ کرمانشاه به شاه آ
چرالغتنامه دهخداچرا. [ چ َ ] (اِمص ) بمعنی چریدن باشد. (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ) (غیاث ). رعی و رعیة. (ناظم الاطباء). چریدن حیوان که خوردن علف زمین است . (فرهنگ نظام ). چ
لَوْلَا تُسَبِّحُونَفرهنگ واژگان قرآنچرا به پاكي نمي ستاييد -چرا تسبيحش نمي گوييد (تسبیح : منزه و عاری از عیب دانستن)