چرالغتنامه دهخداچرا. [ چ َ ] (اِمص ) بمعنی چریدن باشد. (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ) (غیاث ). رعی و رعیة. (ناظم الاطباء). چریدن حیوان که خوردن علف زمین است . (فرهنگ نظام ). چ
چرالغتنامه دهخداچرا. [ چ َرْ را ](اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «اسم محالی است بسیار معتبر از محالات سلطان آباد عراق و وصل است بخاک ملایر دارای قری و آبادیها و املاک معتبر و
چرافرهنگ مترادف و متضاد۱. برایچه، به چه دلیل، به چهعلت، ازچه، به چه جهت، ≠ زیرا، برایاینکه، چون ۲. آری، بله ≠ نه، خیر