چدنلغتنامه دهخداچدن . [چ ِ دَ ] (مص ) مخفف چیدن باشد. (برهان ). مخفف چیدن است . (انجمن آرا) (آنندراج ) (فرهنگ نظام ). چیدن . (ناظم الاطباء). برداشتن و گرد کردن چیزی را، چنانکه
چدنفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده= چیدن: ◻︎ همی گل چدند از لب رودبار / رخان چون گلستان و گل در کنار (فردوسی: ۱/۱۹۱)، ◻︎ همیچدیم گل آنگه که با نگهبان بود / کنون همینتوان چد که با نگهبان نیست (