چتورلغتنامه دهخداچتور. [ چ َت ْ وَ] (روسی ، اِ) بمعنی چهاریک گروانکه . وزنی معادل دو سیر و نیم . یک چتور ودکا یا یک چتور عرق ؛ یک ربعی .
چطورلغتنامه دهخداچطور. [چ ِ طَ / طُو ] (ص مرکب ، ق مرکب ) چگونه و چه وضع. (ناظم الاطباء). در تداول عامه ، بمعنی چگونه و چسان و چه جور؛ چنانکه از کسی پرسند: احوالت چطور است ؟ یا
نیم چتورلغتنامه دهخدانیم چتور. [ چ َ وَ ] (اِ مرکب )یک هشتم بطری . هر چتور از مایعی معادل ربع بطری است .در تداول آن را نیم چتول گویند. رجوع به چتور شود.
نیم چتورلغتنامه دهخدانیم چتور. [ چ َ وَ ] (اِ مرکب )یک هشتم بطری . هر چتور از مایعی معادل ربع بطری است .در تداول آن را نیم چتول گویند. رجوع به چتور شود.
نیم چتوللغتنامه دهخدانیم چتول . [ چ َ وَ ] (اِ مرکب ) نیم چتور. رجوع به نیم چتور و نیز رجوع به چتور شود.
چتولفرهنگ انتشارات معین(چَ وَ) [ روس . ] (اِ.) (عا.) = چتور: یک چهارم بطر مشروب (معادل 125 میلی لیتر).
پدماوتیلغتنامه دهخداپدماوتی . [ ] (اِخ ) نام دختر راجه ٔ سراندیب و آن دختر را راجه ٔ چتور بگریزانیده بود و در 703 هَ . ق . آنگاه که سلطان علاءالدین چتور را تسخیر کرد این دختر را خل