چایرلولغتنامه دهخداچایرلو. [ ی ِ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان ایجرود بخش حومه ٔ شهرستان زنجان که در 50هزارگزی جنوب باختری زنجان ، سر راه عمومی زنجان به صائین واقع شده . کوهستانی و س
چارلولغتنامه دهخداچارلو. (اِ مرکب ) چهارلو. اصطلاحی در بازی ورق . نام یکی ازورق های بازی . ورق بازی که چهار خال دارد. نام ورقی از اوراق بازی که چهار خال بر آن نقش شده . نام هر ور
چاغرلولغتنامه دهخداچاغرلو. [ غ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان گل تپه فیض اﷲبیگی شهرستان سقز واقع در 37 هزارگزی شمال خاوری سقز و چهار هزارگزی خاور قلعه کهنه . کوهستانی سردسیر با 450 تن س
چایشلولغتنامه دهخداچایشلو. [ ی ِ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «قریه ای است از قرای دره جزاب که هوای خوب دارد وچهار فصلش معتدل است . ملک رعیت است و اهالی آن بعضی گوسفنددار و
قشلاق چاخرلولغتنامه دهخداقشلاق چاخرلو. [ ق ِ خ ِ ] (اِخ ) قشلاقی جزء دهستان گرمادوز بخش کلیبر شهرستان اهر واقعدر 46 هزارگزی شمال خاوری کلیبر و 46 هزارگزی شوسه ٔاهر به کلیبر. موقع جغرافی
چارلولغتنامه دهخداچارلو. (اِ مرکب ) چهارلو. اصطلاحی در بازی ورق . نام یکی ازورق های بازی . ورق بازی که چهار خال دارد. نام ورقی از اوراق بازی که چهار خال بر آن نقش شده . نام هر ور
چاغرلولغتنامه دهخداچاغرلو. [ غ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان گل تپه فیض اﷲبیگی شهرستان سقز واقع در 37 هزارگزی شمال خاوری سقز و چهار هزارگزی خاور قلعه کهنه . کوهستانی سردسیر با 450 تن س
چایشلولغتنامه دهخداچایشلو. [ ی ِ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «قریه ای است از قرای دره جزاب که هوای خوب دارد وچهار فصلش معتدل است . ملک رعیت است و اهالی آن بعضی گوسفنددار و
قشلاق چاخرلولغتنامه دهخداقشلاق چاخرلو. [ ق ِ خ ِ ] (اِخ ) قشلاقی جزء دهستان گرمادوز بخش کلیبر شهرستان اهر واقعدر 46 هزارگزی شمال خاوری کلیبر و 46 هزارگزی شوسه ٔاهر به کلیبر. موقع جغرافی
علی چاکرلولغتنامه دهخداعلی چاکرلو. [ ع َ ی ِ ک َ ] (اِخ ) (علی بیک ...) حاکم اردبیل . رجوع به علی بیک چاکرلو شود.