چایانلغتنامه دهخداچایان . (اِخ ) دهی است از دهستان چهار بلوک بخش سیمینه رود شهرستان همدان که در 7هزارگزی جنوب باختری قصبه ٔ بهار و 2هزارگزی جنوب شوسه ٔ همدان به کرمانشاه واقع است
چایانلغتنامه دهخداچایان . (اِخ ) دهی است از دهستان سردرود بخش رزن شهرستان همدان که در 24هزارگزی باختر قصبه ٔ رزن و 6هزارگزی جنوب دمق واقع شده ، جلگه و سردسیر است و 900 تن سکنه دا
چایاندنلغتنامه دهخداچایاندن . [ دَ] (مص ) چایانیدن . بسرما دادن . سرما خوراندن . سرما خورانیدن . بزکام و سرماخوردگی مبتلاکردن . سرما دادن . || سرد کردن چیزی را. سرد کردن میوه یا مش
چاخانفرهنگ مترادف و متضاد۱. پشتهمانداز، حراف، حقهباز، شارلاتان، گزافه، لاف، لافزن، گزافهگویی، گزافهگو، خشتمال ۲. دروغگو، دروغزن، دروغباف ۳. دروغ، حرفمفت
چایاندنلغتنامه دهخداچایاندن . [ دَ] (مص ) چایانیدن . بسرما دادن . سرما خوراندن . سرما خورانیدن . بزکام و سرماخوردگی مبتلاکردن . سرما دادن . || سرد کردن چیزی را. سرد کردن میوه یا مش