چاپیلغتنامه دهخداچاپی . (ص نسبی ) منسوب به چاپ ، چاپ شده . مطبوع . مطبوعة.مقابل خطی . مخطوط. مخطوطة: قرآن چاپی . کتاب چاپی .
چاپیدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. بهیغما بردن، تاراج کردن، چپاول کردن، چپو کردن، غارت کردن، لاشیدن، غارتیدن ۲. لخت کردن، دزدیدن، تالان کردن
چاپیدندیکشنری فارسی به انگلیسیbrigandage, deflower, despoil, foray, harry, loot, maraud, pillage, plunder, ravish, rob, sack, spoil, strip
چاپیدنلغتنامه دهخداچاپیدن . [ دَ] (مص جعلی ) (مصدر جعلی از چاپماق ترکی ). غارتیدن . تالان کردن . تاراج کردن . غارت کردن . چپاول کردن . بچاپ بچاپ و غارت و چپاول همه کسی و غیرمنتظم
چاپ شمارهدار امضاشدهnumbered and signed editionواژههای مصوب فرهنگستانچاپی از یک اثر که نسخههای آن شمارهگذاری شده و به امضای پدیدآور یا تصویرگر رسیده است
چاپیدنلغتنامه دهخداچاپیدن . [ دَ] (مص جعلی ) (مصدر جعلی از چاپماق ترکی ). غارتیدن . تالان کردن . تاراج کردن . غارت کردن . چپاول کردن . بچاپ بچاپ و غارت و چپاول همه کسی و غیرمنتظم
چاپیدهلغتنامه دهخداچاپیده . [ دَ / دِ ] (ن مف ) نعت مفعولی از چاپیدن . چاپیده شده . غارت شده ، به یغمارفته .