چاپچیفرهنگ مترادف و متضاد۱. باسمهچی، چاپخانهدار، طابع، مطبعهچی ۲. دروغگو، شایعهساز، شایعهپرداز ۳. گزافهگو، لافزن، چاچول
چاپچیلغتنامه دهخداچاپچی . (ص مرکب ) طابع. مطبعه چی . باسمه چی . آنکه کتاب چاپ کند یا در چاپخانه کار کند. || دروغگو. گزافه گوی . اغراق گوی . لاف زن . سخن ساز. حقه باز. شارلاتان .
چاپچیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ، حروفچین، حروفریز، ناظر چاپ ناشر، انتشاراتی، ویراستار ◄ ویرایش
چاپیدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. بهیغما بردن، تاراج کردن، چپاول کردن، چپو کردن، غارت کردن، لاشیدن، غارتیدن ۲. لخت کردن، دزدیدن، تالان کردن
چاپیدندیکشنری فارسی به انگلیسیbrigandage, deflower, despoil, foray, harry, loot, maraud, pillage, plunder, ravish, rob, sack, spoil, strip
طابعفرهنگ مترادف و متضاد۱. چاپچی، چاپکننده، طبعکننده ۲. مهرزن ۳. خاتم، مهر، انگشتری ۴. سرشت، سجیه، خو