چاپارلغتنامه دهخداچاپار. (اِخ ) نام محلی کنار راه سنندج و ساوجبلاغ میان میرزامیرانشاه و گردنه ٔ امیرآباد در 155000 گزی سنندج .
چاپارلغتنامه دهخداچاپار. (ترکی ، اِ) پیک . چپر. برید. پست . قاصد. نامه بر. گسی بنده . و رجوع به پیک و برید و چپر و گسی بنده وچاپارخانه شود. || نام نوعی خراج که در پیش از قراء میگ
چاپاریلغتنامه دهخداچاپاری . (حامص ) عمل چاپار. || (ق ) سخت بشتاب (رفتار).- بچاپاری رفتن ؛ بسرعت و شتاب رفتن .
چاپاریلغتنامه دهخداچاپاری . (ص نسبی ) منسوب به چاپار. || در تداول اهالی خراسان نوعی کاغذ خطدار را میگویند که قطع کوچک دارد و مخصوص نامه نوشتن است .
چاپاراقلغتنامه دهخداچاپاراق . (ترکی ، اِ) به شتاب . بسرعت . سخت بشتاب (رفتار). دوان . بشتاب در رفتن : چاپاراق برو به او میرسی .